آوارگی کوه و بیابانم آرزوست

1)    عازم سفری شدم هزار فرسخی، بی هیچ ره توشه. می­ گفتند آنکه بر این کهنه عصا تکیه زده، در یکی مهتاب نیمه شبان، به عدم پیوسته است. نخستین سال جوکیو بود؛ پاییز، ماه شب هشتم. چون کلبه­ ی ویرانم را بر کناره­ ی رودخانه ترک می­ کردم، آوای باد سوز غریبی داشت:

استخوان­ های پریده رنگ در خاطرم؛

باد می­ شکافد

بدنم را تا قلب

 

2)    سفری خود منزل­گاه

در اواسط پاییز  1684، شاعر هایکای سرای ژاپنی، ماتسوئو باشو، از ادو(توکیوی امروزی) عازم سفر شد. او در این سفر، از روستای زادگاهش، معابد بزرگ، شهرهای کهن و مناطقی که زیبایی طبیعی­شان شهره بود، دیدن کرد. اما سفر او، نه صرفا دیدن ­خانه­ های قدیمی یا نقاط مشهور، بلکه آغاز یک زندگی سالکانه بود. او این شیوه­ ی زندگی مطلوبش را در پنج روزنگاره­ ی جاده­ا ی معرفی کرد، که از بهترین آثار منثور ادبیات ژاپن هستند. سفرهای او، موقعیتی بودند برای  نوشتن نثر-اشعاری که هایبون(نثر-هایکای) نامیده می­ شوند. در غرب متداول است ­که باشو را شاعر طبیعت بدانند، حال آن­که  اوف سبک پرداز بزرگی در نثر بود و بخش اعظم نوشته ­های ادبی­اش، پیوند پیچیده­ ای با زندگی خانه به  دوشی­ اش داشت.

"ماه­ها و روزها، سالکانی چند نسلی­ اند، سال­ها نیز هم، رونده و آینده، سالکانند. نزد آنان کا زندگی را بر قایقی می­ رانند، نزد آنان­که دهانه­ ی اسب در دست به ملاقات سالخوردگی می­ روند، هر روز سفری ست؛ سفری خود منزل­گاه. از پیشینیان نیز، بسیاری در سفر مردند. و من نیز هم، برای چه بسیار سال­ها، رانده به بادی که ابرها را می­ تاراند، خود را از راندن وسوسه­ های ولگردی ناتوان یافته­ ام".

(از روزنگاره­ ی باریکه راهی به قلب شمال؛ آخرین روزنگاره­ ی باشو)

 

3)    شروع سفر

ماه کاهنده، محو در آسمان ظاهر شد، اما دامنه­ ی تپه­ ها همچنان تاریک. تازیانه­ ام آویخته بر اسب، فرسخ­ ها پیش رفتم. غرق رویایی می­ راندم، چنان که انگار در "عزیمت بامدادی" "دومو".

"تازیانه ام آویخته

خود را به اسب می­سپارم/

فرسخ از پی فرسخ می­ رانم و بانگ خروسی نه.

در بیشه ها

رویایی مرا  در می­ رباید

و مگسی که به اطراف می­ پرد

به خود بازم می­ آورد"...(شعر از "دومو". شاعر چینی عهد تانگ).

 

4)

یقینا در ادامه، بیشتر از باشو، شعر او و طریقت او گفته خواهد شد

.

پی نوشت:مطالب از کتاب زیر است:

سفر باشو(نوشته های ادبی ماتسوئو باشو)

نوشته ی لندیس بارنهیل

ترجمه حامد علی آقایی

نشر نگاهمعاصر.چاپ اول1390

  
نویسنده : مجید مویدی ; ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱