در برف بهاری

(1)

راستش چند روزی‎ست که رمان خوبی از ادبیات ژاپن خوانده‎ام و می‌خواهم چیزی برایش بنویسم؛ اما نتوانسته‎ام. یعنی هنوز زورم نرسیده. عجالتا، همین یک بند از کتاب را بخوانید تا خودتان ببینید قدرت این داستان و نویسنده اش را.

نویسنده اش "یوکیو می‎شی‎ما"ست. در طول دوران کوتاه زندگی‎اش،257 اثر شامل چهل رمان، بیش از پنجاه جلد داستان‎های کوتاه، 33 نمایشنامه که در اغلب آن‎ها خود به بازیگری یا کارگردانی پرداخته است،چندین مجموعه شعر، دو سفرنامه، چندین مجموعه مقاله، یک اپرا و تعداد زیادی نمایشنامه به شیوه کابوکی* و نو** دیده می‎شود. کارنامه‎اش را فقط ببینید؛ او تنها 45سال در این حهان زیست.

 

""""در آن لحظه احساس کرد صدایی شنید. نمیشد گفت که صدا از اتاق مجاور می آید، اما خیلی نزدیک بود، شاید از گوشهای از راهرو، یا اتاقی آنطرفتر. صدا همچون خنده فروخوردهای مینمود و آنقدر آهسته که به صدای باز شدن شکوفههای آلو میمانست. اما هوندا پس از یک لحظه تفکر، مطمئن شد صدایی که در آن صبح بهاری از فضای سرد صومعه گذشته و گوشش رسیده، صدای خنده فروخورده ای نیست که فکر کرده بود. بلکه صدای گریه زن جوانی است که کوشیده جلو هق هقاش را بگیرد. چیزی که او شنیده بود، به صدای پاره شدن زه کمان میمانست، مبهم و گنگ؛ طین گریه دردآلودی در خفا و خلوت. اما باز هوندا چنین اندیشید که نکند این صدا چیزی نبوده مگر گریز تخیل اش در لحظه ای ناپایدار"""".

.

.

(2)

"صدای گریه زن جوانی که کوشیده جلو هق‎هق‎اش را بگیرد" همچون "صدای پاره شدن زهِ کمان".... این جمله را ببینید.خدای من، یعنی این آدم تا کجاها رفته که توانسته  این را بگوید؟ این را ببیند؟؟

(3)

چیزی ندارم که بتوانم به این بند اضافه کنم. خودش همه چیز را می‎گوید.

 

 

 

  • * کابوکی شکلی از نمایش سنتی ژاپن که بر اساس نمایش‎های خیمه‎شب‎بازی پایه‎ریزی شده و نقش‎های آن را صرفا مردان بازی می‎کنند در این نمایش‎ها هنرپیشه‎ها حرف نمی‎زنند و به جای آنها راوی جلو چشم تماشاگران می‎نشیند و داستان را روایت می‎کند.
  • ** نوعی نمایشنامه بسیار پیچیده است و موسیقی، صورتک، لباس‎های فاخر و گروه همسرایان عناصر جدایی‎ناپذیر این نمایش است. این سبک بر نویسندگان غربی مثل "ازرا پاندا" و "ییتس" تاثیر فراوانی داشته است.
برف بهاری
یوکیو می‎شی‎ما
مترجمان: غلامحسین سالمی- سمیّا صیقلی
انتشارات نگاه. چاپ اول 1391
  
نویسنده : مجید مویدی ; ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٥