تمام قد، مقابلِ دنیایِ فراموشی

"هاروکی موراکامی" در داستان‎هاش، خوب می‎داند دارد چه کار می‎کند. او به قدری خوب بلد است کارش را انجام بدهد، که دیده‎ام بعضی جاها، او را نویسنده‎ای بازاری خوانده‎اند(البته در کشور خودمان) و داستان‎هاش را، چیزهایی صرفا برای سرگرمی. داستان‎های او(به خصوص داستان‎های بلند‎ و رمان‎هاش)مخاطب را به خوبی به خودش جذب می‎کند و از این نظر که معمولا با اقبال عمومی خوانندگان مواجه می‎شود، عامه‎پسند محسوب می‎شود؛ آن مفهومی از عامه‎پسند که به اشتباه، با کارِ تجاری و بازاری یکی گرفته می‎شود. اما اتفاقا به نظرم، همان‎طور که در بحث کوتاهی که درباره‎ی "مارکز" و نویسندگی‎‏اش، با یکی از دوستانم(نویسنده‎ی وبلاگ "پوست انداختن") داشتیم و او هم این را گفت*، این که نویسنده‎ای، از اقشار مختلف خواننده داشته باشد، نشان‎ دهنده‎ی قدرت قلم‎اش است. این ویژگی در کارهایِ موراکامی، به خوبی، هم در داستان‎های کوتاهِ مینیمال‎اش، هم در رمان‎ها و داستان‎های بلندش دیده می‎شود. او آن‎قدر ظریف سبک‎های مختلف و فضایِ پیچیده را در قصه‎هاش به کار می‎برد که لااقل در بارِ اولِ خواندن، متوجه پیچیدگی و سبکِ پیشروِ کارهای او نمی‎شویم. برای نمونه، مجموعه‎های "درختِ بید کور و دختر خفته" یا "او چگونه با خودش حرف می‎زد؛ انگار شعری را از بر می‎خواند" را ببینید.

 از این‎ها که بگذریم، این‎جا، حرفم بر سرِ رمانِ "پس از تاریکی"ست. گفته‎اند که این رمان، به نوعی نسخه‎ی کوچک شده‎ی رمانِ "کافکا در کرانه" است. یعنی بسیاری از ویژگی‎های داستانی آن را دارد، منتها در مقیاس کوچک‎تر. یکی از این‎ عناصر محتوایی مشترک بین این دو داستان(که در کارهای دیگری از موراکامی نیز دیده می‎شود)، مساله‎ی "فقدان" و "جستجو"ست. دیگری، مساله‎ی "گذشته" و "خاطرات" است؛ یا "به یاد آوردن خاطرات". در رمانِ "پس از تاریکی"، دختری که از خوابِ دوماهه‎ی خواهرش خسته و غمگین شده، تصمیم می‎گیرد شبی را بیرون از خانه بگذراند. پس‎زمینه‎ی سفر(نه الزاما به معنی رفتن از مکانی به مکان دیگر بلکه گذشتن از فضا یا دوره‎ای به فضای جدید)، به عنوان زمینه‎سازی برای تحول یا تغییر در شخصیت، تا حالا زیاد در "ادبیات" و "سینما" استفاده شده و از این نظر، در کلیتِ قضیه، داستانِ موراکامی، چیزِ جدیدی ارائه نکرده است. اما، آن‎چه آثار مختلف را از هم متمایز می‎کند و به هرکدام زیبایی‎ها و بزرگی‎های خاصی را می‌بخشد، نحوه‎ی به کاربردن این پس‎زمینه است. منظورم از نحوه‎ی به کار بردن، تفاوت‎ها در عناصر ساختاری داستان یا روایت، اعم از مکان، زمان، شخصیت‎ها و فضای داستانی‎ست.

"پس از تاریکی"، از حدودِ یک نیمه‎شب(ساعت 00:00) در شهرِ "توکیو" شروع می‎شود و تا صبح ادامه دارد. چرا نیمه‎شب؟ منظورم این است که می‎شود از خودمان بپرسیم، برتریِ انتخاب نیمه‎شب نسبت به دیگر زمان‎های شبانه‎روز، برای این قصه چیست؟ به نظرِ من، انتخاب نیمه‎های شب برای زمانِ داستان، از ابتکارات بزرگ نویسنده است. چرا که واقعا"در نیمه‎شب، زمان، قانون‎های خاص خودش را دارد" که تقریبا هیچ شباهتی به ساعت‎های دیگر شبانه‎روز ندارد. در نیمه‎های شب، ساعت‎هایی هست که تعداد خیلی کمی از آدم‎ها می‎توانند از دستِ خواب فرار کنند. از این نظر، خواب، دقیقا نقطه‎ی مقابل و مانعِ "جستجو کردن" است. علاوه بر این، در نیمه‎شب، انگار قدرت و استیلای زمان بیشتر است. در نیمه‎شب، کش‎دار بودنِ زمان، فرسودگی بیشتری به بار می‎آورد. موراکامی با انتخابِ فاصله‎ی زمانی فرسایشی و دیرگذرِ شب تا صبح، به عنوان زمانِ درونی داستان، آزمون شخصیت‎اش(یا شخصیت‎ها) را عمیق‎تر و سخت‎تر کرده. آزمون و نزاع بین دو قطبِ "تلاش برای فراموش کردن" و "لزوم و چراییِ به یاد آوردن"(یا فراموش نکردن). در جهانِ داستانِ "پس از تاریکی"، این نزاع، نتیجه‎اش، به حوزه‎‎ی عمیقی از هستی آدمی کشیده می‎شود؛ به رستگاری. جهانِ "پس از تاریکی" و همین‎طور جهانی که ما این روزها در آن زندگی می‎کنیم، دنیایِ سرعت و شلوغی و فراموشی‎ست. در این دنیا، موراکامی، راهی را برای امکان رسیدن به رستگاری پیش پایِ شخصیت‎اش و پیش پای خوانندگان‎اش می‎گذارد. برگِ "آس"ی که برای بردن در بازیِ دنیایِ فراموش‎کارِ ما و موراکامی می‎تواند رو شود، "خاطره" و "به یادِ آوردن خاطره" است. جایی از داستان، یکی از شخصیت‎ها، به دخترِ جوان، تقریبا این‎چنین چیزی می‎گوید که: «خاطره‎ها، سوختِ لازم برای گذارنِ زندگی، برای انسان‎ها هستند». امکانِ رستگاریِ شخصیت، به این برمی‎گردد که چه قدر بتواند، خاطره‏هاش را به یاد بیاورد. آدم یادِ کارلوس فوئنتس می‎افتد که می‎گوید:« فراموشی، اولین شکلِ مرگ است.»

..................................................................

مشخصات کتاب:

پس از تاریکی

هاروکی موراکامی

ترجمه‎ی مهدی غبرایی

نیکو نشر- چاپ سوم 1392

 

.................................................................

* postandakhtan.blogfa.com

** برای خواندن یادداشت زیبایی درباره‎ی خاطره که اتفاقا با این مطالب هم بی‎ربط نیست، می‎توانید این‎جا را ببینید:

http://postandakhtan.blogfa.com/post/61

 

  
نویسنده : مجید مویدی ; ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٠