با خود رازی داشت، آن‌چنان که ماه، در نیمروز

 

چند سال پیش، یکی از دوستانم، که یک جورایی "مربی"ِ خودم میدانم‌ش، بهم گفت:"از نویسنده‎های جدیدتر خودمان اگر خواستی، اول از هوشنگ گلشیری شروع کن بخوان و بعد از اون، کارهای این دوتا همشهری‌ت را بخوان، کارشان خوب است." منظورش "ابوتراب خسروی" و "شهریار مندنی‎پور" بود. من اهلِ شیرازم.

به خاطر مشغله‌ها و کتاب‎های دیگری که تو صفِ انتظار داشتم، تا همین چند ماهِ پیش، فرصت نشد این کار را بکنم. خلاصه، با شهریار مندنی‎پور شروع کرده‎ام.

"ماهِ نیمروز"، مجموعه‌ داستان کوتاهی از مندنی‎پور است. واقعا خوب نوشته این داستان‌ها را. اکثر داستان‌ها حول "مبارزه و تقلای" شخصیت‎ها، با زندگی، با جنگ، با خودشان، با عذاب وجدان‌ها، خیال‌هاشان و چیزهایی که عاشق‌ش بوده‌اند و از دست رفته، می‎چرخد. "مندنی‌پور" با کاربردِ درست "شیوه‌ها"، کشمکش‌ها، مقاومت‌ها و عذاب‌های شخصیت‌ها را خیلی خوب از کار درآوره.  

مثلا داستان اول؛ "رنگِ آتشِ نیمروزی":

ظاهرا کسی نشسته و برای عده‌ای حرف می‌زند. سرگذشتی را روایت می‌کند؛ از اول تا آخر راوی خودش است. اما کار خیلی خوبی که در این داستان انجام شده، این است که "صرفا تعریف کردنِ یک‎ سری وقایع نیست". در واقع، بیشتر یک نوعی از "تک‌گویی درونی"ست که راوی با خودش دارد، هرچند ظاهرا برای دیگران حرف می‌زند. "مندنی‌پور"، از پسِ این کار خیلی خوب برآمده.

یا داستان دوم، "ماهِ نیمروز":

به نظر من، یک مثال خوب برای به کار بردنِ درستِ شیوه‌ی "جریانِ سیال ذهن" در ادبیات داستانی ماست. علاوه بر این، این داستان، از نظر فضای سورِآل و خیال‌انگیزش هم مهم است. فضای سورِآل و تخیلِ قوی، چیزی‌ست که بعد از "صادق هدایت"، زیاد نمونه‌های خوب از آن، ندیده‌ایم در ادبیات‌مان.

کوتاه می‌کنم؛ این مجموعه، داستانِ ضعیف ندارد. لطفا اگر علاقه‌مند به ادبیات داستانی خودمان هستید یا شدید، این کتاب را بخوانید. حتما ارزشش را دارد.

 

 

ماهِ نیمروز

شهریار مندنی‌پور

نشر مرکز. چاپ اول 1376

 

/ 4 نظر / 21 بازدید
باران

داستان كوتاه بيشتر از رمان دوست دارم چقدر خوب كه كتاب معرفي ميكنيد ممنونم

درخت ابدی

از مندنی پور کاری نخوندم. اما امروز که کتاب "گفتمان نقد" پاینده رو می‌دیدم، متوجه شدم اولین داستان جریال سیال به فارسی رو هدایت نوشته با عنوان "فردا" در یادداشت‌های پراکنده به سال 1325. واقعا تجربه‌گرا بوده.

نسترن

چه بد که ازش نخاندم.اما این طور که ازش صحبت کردید به شدت مجاب شدم که برم سمت آثارش چون من به این دید که ایشون استفاده می کنند علاقه ی زیادی دارم.

صبا

خب در جست و.جوی اطلاعاتی پیرامون جناب مندنی پور رسیدم به وبلاگ شما:))کنجکاو شدم کتاب ایشون رو حتما بخونم.