اونچه باعث میشه، این نوشیدنی، طعم بهتری داشته باشه

"""من آموزش زیاد دیدم که از شمشیرم برای کمک به بی دفاع ها استفاده کنم. این که دنیای بهتری بسازم. میخواستم دنیای پر از عدالت بسازم. ولی حالا فهمیدم که ایده ی باطلی بوده. سال ها جون آدمای شرور رو گرفتم ولی بهترین کار این بوده که، با تو الان اینجام و دارم کشاورزی می کنم. "استاد هیکو" سعی کرد به من صلح و آرامش دوستی رو آموزش بده، تا بتونم با دنیای اطرافم همانگی و دوستی پیدا کنم. ولی هرچی میگذشت، چیزی از حرف هاش نمی فهمیدم، تا این که با تو اومدم این جا. تو به من جوابهایی رو دادی که دنبالشون می گشتم. میدونی، تو چیزهایی رو به من یاد دادی که هیچ وقت تا حالا یادشون نگرفته بودم""".

 

.

 

.

اگر دیده باشید، به احتمال زیاد در ذهنتان مانده که این متن، دیالوگ­ها ی چه فیلمی ست. درست است. دیالوگ های شخصیت اصلی انیمیشن "افسانه ی کن شین" محصول (1999) ژاپن. یک انیمیشن تاثیر گذار. درامی بسیار قوی، که داستان آن، در جریان قرن هجدهم ژاپن، در حالی که گروه های شورشی مخالف حکوت مرکزی(شوگان) در حال تحرک و درگیری هستند می گذرد.

کن شین، کودکی که، پدر و مادر خود، و سپس گروهی که از او محافظت می کردند را از دست داده، توسط "سه چی رو هیکو"، استاد شمشیر زنی، حمایت شده و به شاگردی وی در می آید. پس از چند سال، کن شین به شمشیرزنی شکست ناپذیر تبدیل می شود و علی رغم مخالفت استادش، به یکی از گروه های شورشی می پیوندد و مامور ترور شخصیت های مهمی از حکومت شوگان می شود.

در یکی از ماموریت ها، کن شین، بایست شخصی به نام "جو بی شیجی کورا" را بکشد. همین کار را هم می کند؛ و همراه آن مرد، دو محافظ نیز هستند که یکی از آن ها، نامزد دختری به  نام "تو مو" ست، که او هم کشته می شود. درام و گره اصلی داستان، از همین جا شکل می گیرد.

در روایت فیلم، ما وقایع را با برگشت های مداوم به عقب(فلش بک) می بینیم و جزئیات رفته رفته دستگیرمان می شود. ما به طور همزمان، در گذشته و حال زندگی می کنیم؛درست  همان طور که در روح و ذهن کن شین می گذرد. "تو مو"، پس از مرگ نامزدش، شهر محل زندگی اش را  ترک می کند. در شبی بارانی، هنگامی که زیادی مست کرده است، نقش زمین می شود و کن شین او را نجات می دهد. هنگامی که شرایط گروه های مخالف حکومت وخیم می شود، "کاتسورا"، رئیس کن شین، به او دستور می دهد که با "تو مو" به عنوان "زن و شوهر" به روستایی بروند زندگی کنند تا شرایط عادی شود.

"کن شین" و "تو مو" به آن روستا می روند و زندگی روستایی ای را آغاز می کنند. این جاست که باید هنر فیلنامه و کارگردان را ببینید، که چه قدر استادانه، تحول تدریجی هر دو شخصیت را به تصویر می کشد. با این تحول، دستان وارد مرحله آخر می شود. و دقیقا همین جاست که دیگر گفتن من از داستان، بیش از پیش الکن و ابتر خواهد بود. به قول معروف، "حلوای تن تنانی/ تا نخوری ندانی".

امیدوارم هر کس ندیده، ببیند و لذتش را ببرد.

دوست دارم چند نکته ی دیگر را هم گفته باشم. یکی این که، شخصیت زن داستان(تو مو) فوق العاده شخصیت پخته­ای دارد. پرداخت خوب شخصیت او_در دیالوگ ها یا کنش ها و واکنش ها_ هم این را باعث شده، و هم باعث شده که فرآیند تحول او، به خوبی تصویر شود. همین اتفاق در مورد "کن شین" هم رخ داده است.

برای مثال، به نامه ای که "تو مو"  پیش از رفتنش برای "کن شین" نوشته، و با صدای خودش روایت می شود_ در مرحله آخر داستان_ را گوش کنید:

"""نامزد من تو یه محله ی غریبه مرد و شادی من با اون نابود شد. وقتی مرد، فهمیدم تمام چیزایی رو که میخواستم از دست دادم. تقصیر من بود؛ و اون به خاطر حماقت من مرد. من از تو متنفر بودم و سعی کردم برای انتقام، با  دیگران متحد بشم و جون تو رو بگیرم. ولی قلب من با گذشت فصل ها عوض شد؛ همون طور که تو هم دیگه آدم کش نیستی و تبدیل به یک شوهر شدی""".

نکته ی دیگر "قاب های" چشم نواز این انیمیشن است. اگر دیده اید، به  احتمال زیاد لذت برده و اگر ندیده اید، لذت خواهید برد. علاوه بر این، در جای جای فیلم، "تکرارها" ی کاملا به جایی از "چیزها"یی دیده می شود که نقش مهمی در پیش برد روایت فیلم دارند(هم از بعد کمیت شکل گیری داستان، هم از بعد کیفیتی خاصی که لازم است هر جایی از داستان، روایت داشته باشد). در یک کلام، این انیمیشن، نمایشگاهی از ایده ها ی بکر و زیباست، که به بهترین شکل تبدیل به تصویر شده است.

.

.

علاوه بر این ها، فکر می کنم خالی از لطف نیست که یکی از دیالوگ های به یاد ماندنی "استاد هیکو" را هم، اینجا با هم بخوانیم:

"بهار با خودش شکوفه های گیلاس رو میاره، و تابستون آسمون پر ستاره رو. ببین پسر، تمام این چیزها باعث میشه که همین نوشیدنی، طعم بهتری داشته باشه. یه روز این رو میفهمی و اون روز با هم نوشیدنی می خوریم"

شما هم به این فکر کنید. راستی، که چه طور این ها باعث میشه که یک نوشیدنی طعم بهتری داشته باشه؟!

.

.

.

پی نوشت (1): متاسفانه از مشخصات دقیق نویسنده و کارگردان انیمیشن اطلاع ندارم. فقط تا جایی که می دانم، این فیلم محصول (1999) ژاپن و کارگردان آن، آقای "کازوهیرو فوروهاشی" ست. اگر کسی از دوستان، اطلاعات دقیق تری دارد، لطفا مرا هم در جریان قرار دهد. سپاس.

(پی نوشت (2): گویا بعد از این کار، یک سریال و یک انیمیشن دیگر از روی همین داستان ساخته شده، اما نام آن ها با این متفاوت است. اگر خواستید تهیه کنید، به سال ساخت و عنوان دقت کنید.

/ 1 نظر / 5 بازدید