کلمات و تو؛ با آن صدای ملایمت

 

یک سال پس از مرگ "ریموند کاور"(Raymond Carver)، آن‎چه او را مدام به یادم می‎اندازد تصویر کسانی‎ست که سرهاشان را جلو برده‎اند، گوشهاشان را تیز کرده‎اند و سخت تلاش می‎کنند تا صدای او را بشنوند. زیر لب حرف می‎زد. "تی اس الیوت"، زمانی "ازرا پاندا" را در مقام استاد به صورت مردی توصیف کرده بود که "سعی می‎کرد به شخص شدیدا ناشنوایی این واقعیت را حالی کند که خانه آتش گرفته است". "ریموند کارور" شیوه کاملا متفاوتی داشت. دود همه اتاق را می‎گرفت، شعله‎های آتش به فرش سرایت می‎کرد و "کارور" تازه داشت می‎پرسید :"فکر نمی‎کنید هوا کمی گرم شده باشه؟" و تو که روی صندلی‎ات نشسته بودی، خودت را می‎کشیدی جلو و می‎پرسیدی "چی گفتی، ری؟". هیچ وقت پافشاری نمی‎کرد، به ندرت حرف قطعی می‎زد، به او نمی‎آمد معلم باشد. من یک بار وقتی که با کارور مصاحبه می‎کردند، دو ساعت و نیمی کنار او نشسته بودم و به حرف‎ها گوش می‎دادم. نویسنده‎ای که مصاحبه را انجام می‎داد ضبط صوت را نزدیک‎تر آورد و نزدیک‎تر آورد و آخرسر از کارور خواهش کرد که آن را بگذارد روی پاهاش. چند روز بعد این مصاحبه‎گر را دیدم که پاک دمغ بود: صدای ضبط شده "ری" تقریبا غیر قابل شنیدن بود. به‎کاربردن صفت "ملایم" در مورد نحوه حرف زدنش حق مطلب را ادا نمی‎کند. این حالت هروقت که او به اجبار به حوزه مباحث کلی یا رهنموددهی وارد می‎شد، نمود بیشتری داشت. همان‎طور که گفتم، زیر لب حرف می‎زد، و اگر این کار زمانی فقط یک عادت طبیعی به نظر می‎آمد، چیزی در ردیف به صدا در آوردن بند انگشت‎ها یا پا روی زمین کشیدن، حالا فکر می‎کنم که این حالت از فروتنی عمیق و احترام او نسبت به زبان، احترامی که به مرز بهت می‎رسید، ناشی می‎شد و تجلی این احساس او بود که با کلمات باید خیلی خیلی با احتیاط رفتار کرد. مثل این‎که بیان آن‎چه می‎خواهی بگویی تقریبا غیر ممکن باشد.

.

.

گزیده‎ای از یادداشتی از "جی مک اینرنی" با نام "ریموند کارور-صدایی آرام و ملایم".

مشخصات کتاب:

لاتاری، چخوف و داستانهای دیگر

ترجمه جعفر مدرس صادقی

نشر مرکز. چاپ چهارم 1386

/ 1 نظر / 12 بازدید
سنا حسینی

سلام جناب مویدی.موفق باشید.من یه مدت نیستم اما بر میگردم و مطالب وبتون رو میخونم...مطالب کوتاه رو خوندم و لذت بردم.یا حق.