ببین چگونه خودت را به دست جاده سپردی

در یادداشت "آوارگی کوه و بیابانم آرزوست"، مقدمه‎ای از دلیل و چگونه‎گی آغاز سفرهای "ماتسوئو باشو"_کسی که به عنوان پدر هایکو(نوعی شعر ژاپنی) شناخته می‎شود_ گفتم. اکنون ادامه آن را می‎توانید در این یادداشت بخوانید:

پیش از آن، اجازه بدهید مختصری توضیح بدهم که اصلا چرا این موضوع به نوشتن و خواندنش می‎ارزد. بیش از همه، این مطلب برای کسی که دوست‎دار شعر ژاپنی، به طور خاص و شعر به طور کلی، باشد، جذاب است. بگذارید خیلی خلاصه بگویم: هرچه بیشتر با طرز تفکر و جهان‎بینی شاعران ژاپنی و هایکوسرایان آشنا باشید، بهتر و بیشتر می‎توانید با این شعرها ارتباط بگیرید. یا در حالت سخت‎گیرتر، اگر کسی با "جهان" "هایکوسراها" آشنا نباشد، اصلا نمی‎تواند به آن "کشف و شهود" برسد؛ کشف و شهودی که هر هایکوی ناب و خوب، به آن منجر می‎شود. هایکو، ارائه دهنده یک چشم‎انداز است(به نظرم دلیل اصلی‎اش این است که با "ذن" ارتباط دارد) که خواننده باید به آن قدم بگذارد و پیش رود. اگر آن "کشف وشهود" اتفاق نیفتد، درِ ورودی آن "چشم انداز" برای خواننده باز نمی‎شود. وقتی یک هایکو تمام می‎شود، تازه همه چیز آغاز می‎شود.این را من در هر شعر و هر رمان و اثر هنری‎ای که باشد در به در و خرابش هستم.

 .

.

 

و اما خود مطلب:

""""""شاید اصلی‎ترین دلیل سفرهای باشو، دلیل مذهبی بود: شعر نه صرفاً فرمی هنری بلکه طریقی معنوی_ یک طریقت_ بود. شعر نزد باشو، درجه خاصی از زهدورزی می‎طلبید. ریاضت‎های بدنی و انظباط ذهنی که لازمه سفر بود، زیباشناختی و بینش معنوی را صافی می‎کر د. همچنین از قدیم سیر و سیاحت، هم راهی برای رسیدن به ذهنی آزاد و هم تجلی آن دانسته می‎شد. تفکر بودایی کانون جهل و رنج ما را نگرش نادرست‎مان نسبت به "خود" می‎داند؛ نگرشی که امیال و دلبستگی‎ها را به وجود می‎آورد، یکی از طرق اصلی پروراندن ذهن آزاد و نیز اثبات حصول آن تبدیل شدن فرد به گدایی است که امنیت و ثبات  را رها می‎کند و خود را به شکلی کامل‎تر در معرض بی ثباتی‎های زندگی قرار می‎دهد. هرچند باشو زندگی گدایانه به سبک راهبه‎ها را دنبال نمی‎کرد اما می‎کوشید چنین مطلوبی را در سفرهایش زندگی کند.

هدف دیگر باشو از درپیش گرفتن این شیوه خانه به دوشی، تجسم بخشیدن فیزیکی و استعاری به خصلت بنیادین جهان بود. او این نگرش را به قوی‎ترین شکل در قطعه آغازین سفرنامه "باریکه راهی به قلب شمال" بیان مب‎کند(برای خواندن آن به مطلب "آوارگی کوه و بیابانم آرزوست" مراجعه کنید).

زندگی پیش از هرچیز، فرآیند تغییر است و ازین زاویه، همه چیز مسافر است. و چنین است که باشو می‎گوید "هر روز سفریست؛ سفری خودمنزلگاه". ما چیزی از سرنوشت خود نمی‎دانیم، مگر شاید اینکه در نقطه‎ای در امتداد جاده خواهیم مرد، همچون تمام کسانی که پیش از ما در راه بوده‎اند. سالک بودن یعنی تجلی بخشیدن به گذرایی زندگی، خود را در معرض بی ثباتی‎ها و دشواری‎ها قرار دادن و نماد زنده‎ای بودن از کیفیت سیّال نفسِ زنندگی. بدین شکل، زندگی فرد مطابق بافت جهان پیش می‎رود.""""""

 

***توضیح مختصری برای جمله "پیش رفتن مطابق بافت جهان":

هایکوسرایان ژاپن، غالباَ پیرو فرقه "ذن" از دین بودایی‎، بوده‎اند. از طرف دیگر، این سلسله عرفانی، از دین و عرفان چینی "تائو" نیز بسیار تاثیر گرفته است. یعنی "ذن" حاصل پیوند عرفان بودایی و عرفان تائویی است.

به زبان ساده، می‎شود "تائو" را "راه" یا "بافت" جهان و هستی نامید. یا راهی که یک فرزانه و عارف باید طی کند. هدف نهایی عرفان تائویی این است که عارف کاملا مطابق بافت و راه جهان پیش رود.

.

.

.

مطالب درون """" ...."""" از کتاب زیر است:

سفر باشو(نوشته‎های ادبی ماتسوئو باشو)

ترجمه از متن انگلیسی. نویسنده: لندیس بارنهیل

ترجمه حامد علی‎آقایی

نشر نگاه معاصر. چاپ اول 1390

/ 3 نظر / 5 بازدید

[گل]افرین هر بار سری به وب شما زدم مطلب زیبا و جالب یاد گرفتم ممنونم دوست خوبم[گل][گل] ایام به کامت

مریم

سلام .وب خیلی خوبی دارین .واقعا استفاده کروم .منم اهل کتاب خوندنم .کتابهای زیادی خوندم . موفق باشید .بازم میام

صبا

تصویری بودن شعر/شهود و غافلیگیری قسمت سوم سه ویژگی عمده اکثر هایکوها است. +بیشتر مضامین در ارتباط با طبیعت و کشف و شهود در عناصرش می باشد.